‏نمایش پست‌ها با برچسب کودکانه. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کودکانه. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ شهریور ۱۸, پنجشنبه

بعضی چیزها اصالت دارد ، بعضی چیزها هیچوقت فراموش نمی شوند ، وقتی شروع کردیم به بریدنش حالم بد شد انگار داریم می کشیمش اما دیگر پوسیده بود کاری نمی شد کرد، نمی دانم چند غروب پای این درخت ایستادم و به جریان آب نگاه کردم تا سیراب شود ، نمی دانم چقدر نگاهم به شاخه هایش گره خورده ، نمی دانم چند روز پدر سیرابش کرده، چند روز مادر، اما می دانم طعم میوه هایش هیچوقت فراموشم نمی شود ، بغض گلویم را فشار می داد موقع بریدنش .

پ ن : مادرم می گوید سی سال بیشتر قدمت دارد.
امروز عصر به همکاری محمد و نسیم

۱۳۸۹ شهریور ۴, پنجشنبه

فوتبال دستی



بعضی چیزها کاملا از زندگی آدم حذف می شن اما یادآوری خاطراتشون یه حس فوق العاده ای توی آدم به وجود می آره یه جور حس هیجان ، به خصوص اگر مربوط به دوران کودکی باشن . به لطف مامان که انداختش بیرون معلوم نیست فوتبال دستی محمد و من الان کجاست ،البته از ناصر به ما رسیده بود یعنی قدمتش طولانی بود . اما خاطره هاش هنوز یادمه ، رنگش آبی بود و دو تا توپ داشت یه دونه صورتی یه دونه قرمز ،قرمزه محکم تر بود و بهتر، بازی ما یه سری تکنیک های خاص داشت ، مثلا برای هد زدن یا دفاع کردن ، برای دفاع کردن انقدر دسته ها رو سریع می چرخوندیم که میله تند تند 360 درجه دور خودش می چرخید و بعضی اوقات دستمون زخمی می شد ، بعضی اوقات هم به خاطر هد زدن هامون توپ سر از باغچه و خیابون در می آورد ، چون معمولا تو حیاط بازی می کردیم .
 
افراد آنلايند کنترک hit counter